با این نکات سریع‌تر پاسپورت بگیرید، حتی در یک روز(و یا حتی چند ساعت)!

عکس از سایت کجارو و مطلب «چگونه پاسپورت بگیریم»

سه‌شنبه ظهر مدیران شرکت به من گفتند که اگر پاسپورت دارم می‌توانم بروم نمایشگاه جیتکس دوبی. همه هزینه هم با شرکت. پاسپورت در ارومیه بود و تا پدرم عکس پاسپورت را بفرستد، فهمیدم که منقضی شده. پاسپورت چهارشنبه صبح رسید دستم. پاسپورت جدیدم پنجشنبه صبح چاپ شد و می‌شد پنجشنبه بعداز ظهر بگیرم.

برای این که پاسپورت را یک‌روزه بتوانم بگیرم و طی روزهای بعدی‌اش این نکات را فهمیدم. این‌ها را بخوانید تا دفعه‌ی بعدی که لازم شد فوری پاسپورت بگیرید، شاید به دردتان بخورد. تاکید کنم همه‌ی این‌ها یا تجربه‌ی خودم هستند و یا چیزهایی که شنیده‌ام. بررسی نکرده‌ام که درست هستند یا نه:

 

* اداره‌ی اصلی گذرنامه(پاسپورت) در خیابان شهرآرای تهران است. اینجا همه‌ی کارهایتان می‌تواند راه بیفتد.

 

* روند عادی پاسپورت گرفتن: مراجعه به یک پلیس+۱۰ با مدارک لازم، پر کردن فرم مربوطه و انتظار برای دریافت پاسپورت.

فرم‌تان را که در پلیس+۱۰ کامل کردید، مستقیم درخواست‌تان می‌رود به چاپخانه‌ی گذرنامه که جایی حول‌وحوش کرج است. شنیده‌ام که یکی که در حد معاون اداره‌ی گذرنامه یک شهری هم آشنا داشت می‌گفت هیچ کس نمی‌تواند مستقیم از چاپخانه‌ی اصلی گذرنامه را بگیرد. حتما باید با ماشین پست خارج شود. به نظر من هم منطقی است و با مدل‌های امنیتی که فهمیده‌ام می‌خواند.

 

* ادار‌ه‌ی گذرنامه در روند عادی پاسپورت گرفتن هیچ‌کاره‌است. مگر این که بتوانید آنجا ابطال کنید. اما در اداره‌ی گذرنامه می‌توانید ببینید که پاسپورت‌تان در کدام مرحله است. درخواست رفته به چاپخانه؟ چاپ شده؟ ارسال شده به پست چهارراه لشگر؟ از آنجا که کجا رفته؟

با کمی اصرار و خواهش می‌توانید کد رهگیری پستی پاسپورت‌تان را هم بگیرید.

 

* اگر کارمند مربوطه گفت ما کد رهگیری نداریم، پی یک مدیر بالاترش را بگیرید و از او بخواهید. عموما دستور می‌دهند که کارمند کد رهگیری را به شما بدهد.

 

* کلا تجربه‌ی من نشان داده در پیگیری امور اداری اگر نشان بدهم که کار و مشغولیت کارمند اولویت دارد و عجله ندارم و بگذارم به کارهایش برسد، کار بهتر و روان‌تر و زودتر انجام می‌شود. مثلا همین چهارشنبه کلی منتظر ماندم و کارمند مربوطه دید که با حوصله و بدون اعتراض منتظر مانده‌ام. دید که هر از گاهی اگر کسی خارج از نوبت هم بیاید من چون وقت دارم جایم را به او می‌دهم.

با من نسبتا برخورد کرد و فردایش که خواستم پیگیری کنم، کارم را سریع‌تر از بقیه راه انداخت. عین درخواست مرا روز قبل، جلوی خودم، فرد دیگری با عجله کرده بود و کلی کارش طول کشیده بود.

نکته: به این نتیجه رسیده‌ام که اگر افراد فکر کنند به خاطر آن‌ها منتظر مانده‌اید، نوعی حس بدهکاری و عذاب وجدان پیدا می‌کنند و سعی می‌کنند این حس را رفع کنند. البته حتما باید متوجه شوند که شما منتظر مانده‌اید. وگرنه اگر پشت در منتظر مانده باشید، اثر نمی‌کند.

 

* با داشتن کد رهگیری، می‌توانید پاسپورت را در اداره‌ی پست هم تحویل بگیرید. یعنی چهارشنبه ظهر که من در پلیس+۱۰ درخواست دادم، پنجشنبه صبح چاپ شده بود. ماشین پاسپورت‌ها از چاپخانه هم حدود ساعت ۴ هر روز می‌رسد به اداره‌ی پست چهارراه لشگر.

کافی است در اداره‌ی پست چهارراه لشگر مدیری را قانع کنید که سفرتان ضروری است و او دستور بدهد که پاسپورت را بگیرید. کار خیلی عجیبی نیست و انجام می‌شود. داشتن بلیط هواپیما به شما کمک می‌کند.

 

* حداقل در پنجشنبه‌ی گذشته آن مدیری که اجازه‌ی دستور دادن داشت نیامده بود. احتمالش زیاد است که پنجشنبه‌های دیگر هم نباشد. دفعه‌ی بعد که بدانم کارم می‌افتد به پنجشنبه، همان چهارنشبه می‌روم از مدیر پست چهارراه‌لشگر دستور را می‌گیرم.

 

* روز بعد از چاپ، پاسپورت می‌رسد به اداره‌ی پست منطقه‌تان. برای من که آدرس خوابگاهم خ به‌آفرین(در چند صد متری میدان ولیعصر) بود، اول رفته بود اداره‌ی پست عیوانک شهرک غرب و بعد آمده بود اداره‌ی پست میدان ولیعصر.

در این اداره‌ها گرفتن پاسپورت خیلی راحت‌تر است و نیاز به اصرار و خواهش و پارتی خاصی هم ندارد.

 

* آدرس‌تان را با جزئیات زیاد بنویسید. من آدرس را میدان ولیعصر، کوچه‌ی شقایق نوشته بودم. افرادی که در زنجیره‌ی پستی تحویلش بودند، به اشتباه فرستاده بودند اداره‌ی پست میدان ولیعصر. در حالیکه متوجه شدم اداره‌ی مذکور به اینور میدان سرویس نمی‌دهد و باید فرستاده می‌شده جای دیگری((:

در نتیجه برگشت زده بودند و رفته بود اداره‌ی شهرک غرب. آنجا هم یکی گفت قرار است برگشت بزنند اداره‌ی گذرنامه که خب من رسیدم و خودم شخصی دریافت کردم. من اگر می‌نوشتم میدان ولیعصر، خ کریم‌خان، شاید این مشکل برای من پیش نمی‌آمد.

 

* حتما خودتان برای تحویل گرفتن باشید. آقایی رفته بود مسافرت و به همسایه‌اش تحویل نداده بودند و برگشت خورده بود اداره‌ی گذرنامه و مجبور بود روالی را دوباره طی کند. آقایی هم بود که با کل مدارک همسرش آمده بود شناسنامه تحویل بگیرد که به او ندادند(گذرنامه و شناسنامه را باید حتما خود شخص تحویل بگیرد).

 

*مهم(در ۱ ساعت بگیرید!): این‌ها همه برای آن‌هایی بود که پارتی کلفت و یا قدرت متقاعدسازی خیلی زیاد ندارند.

شنیده‌‌ام که داخل خود ادراه‌ی گذرنامه چاپ‌خانه‌ هست. یعنی تصحیح‌ها را که خودشان چاپ می‌کنند(مثلا اگر نام پدرتان داوود باشد و داود چاپ شده باشد). در مواقع ضروری و فوری می‌توانند همان‌جا پاسپورت جدید را هم خودشان چاپ کنند.

اما اگر اولش رفته باشید پلیس+۱۰ کار خراب می‌شود، چون درخواس‌تان مستقیم رفته چاپ‌خانه‌ی مرکزی. در این حالت نباید بروید پلیس+۱۰. مستقیم بروید اداره‌ی گذرنامه و همانجا درخواست‌تان را بخواهید که ثبت‌کنند و همانجا هم چاپ کنند. در این حالت کل روند حتی می‌تواند در ۱ ساعت هم انجام شود.

 

* پاسپور‌ت‌ها دیگر تمدید ندارند. ۱ سال هم از موعد انقضا مانده باشد و بخواهید ۵ ساله‌ش بکنید، باید اول پاسپورت را ابطال کنید و بعد دوباره پاسپورت جدید بگیرید.

 

* اگر فقط ۵ ماه از مهلت پاسپورت‌تان مانده نمی‌توانید جایی بروید. حداقلش ۶ ماه باید مانده باشد. زنی آمده بود که یک‌ سال‌ونیم از مهلتش مانده بود و می‌خواست ابطال کند. چون با کشور و شرایطی روبه‌رو شده بود که حداقل ۲ سال لازم داشت.

 

* در اداره‌ی گذرنامه با آن‌هایی که در صف هستند و به نظر می‌رسد پارتی داشته‌اند حرف بزنید. یکی بود که در صف متوجه شدم عنکبوتی روی لباسش است. عنکبوت را انداختیم زمین و کشتش. بعد چند باری که هی دوباره سر زد، در بین لحظات انتظار به هم لبخند زدیم. خلوت‌تر که شد پرسیدم «منم روالی که رفتی می‌تونم طی کنم؟»

آدم روراستی بود و گفت رئیس فلان اداره آشنایش است. راحت هم بود و گفت اگر تلفنش شنود نمی‌شد، کار من را هم راه می‌انداخت.

گرچه کار من راه نیفتاد، اما خب در روزی که شما قرار است سعی کنید، شاید همچین کسی باشد و به درد شما بخورد. آدم‌ها در آن لحظات چون اغلب در انتظار شادی‌ی سفر هستند و طعم اضطراب را کشیده‌اند، به بقیه راحت‌تر راهنمایی می‌کنند. انگار که سور خوش‌حالی‌شان را بدهند.

 

* در همه‌ی مراحل و در صحبت با همه‌ی کارمندها تاکید می‌کردم که از این‌ها نیستم که فکر کنم زندگی‌ام به این سفر وابسته است و نروم همه‌ چیزم از دست می‌رود و بهمان. درک می‌کردم همه‌شان هزار نوع مختلف این داستان‌ها را شنیده‌اند. می‌گفتم که جوانم و سلامت و اگر این سفر را هم نروم مشکل خاصی پیش نمی‌آید. اما دوست دارم بروم و فرصت مناسبی است. امیدی است که پیگیری می‌کنم. احتمال کوچکی که می‌خواهم برایش وقت بگذارم.

اگر کارمند‌ها بفهمند که صادق هستید، به نظرم که احتمالش بالاتر است کارتان را راه بیندازند. اگر شما هم پدرتان مرده یا همسرتان در هتل تنها مانده یا فرصت اپلای‌تان تمام می‌شود یا هتل‌تان می‌پرد، با احتمال بیشتری(در نظر آن‌ها) دروغ می‌گویید. من که این طور فکر می‌کنم.

صداقت و داشتن بلیط هوایپما و مدرکی از این اضطرار شما، کمک‌کننده است.

 

به طور خلاصه:

انگار در خود اداره‌ی گذرنامه هم می‌توانند پاسپورت را چاپ کنند. فوری‌ترین راهش(در حد یکی دو ساعت) همین است که نیاز به پارتی و یا قدرت متقاعدسازی بالایی دارد. در روش عادی، با حذف کردن سیستم پستی(با تحویل گرفتن پاسپورت در پست چهارراه لشگر یا اداره‌ی پستی منطقه‌تان) حداقل یک روز زودتر می‌توانید گذرنامه را بگیرید.

 

در نهایت البته من نتوانستم بروم دوبی. ظهر پنجشنبه آن اداره‌ای که در دوبی کارهای گذرنامه را می‌کند بسته می‌شد. جمعه و شنبه هم تعطیل بودند. حداقل ۵ آژانس مختلف هم گفتند خیلی بعید است بتوانم در یک روز ویزای دوبی بگیرم و نتوانستم این سفر را بروم.

اما خب تجربه‌ی خوبی شد و اعتماد به نفسم کلی بالا رفت. از این که تقریبا توانستم بدون هیچ پارتی و آشنایی قبلی یک روزه پاسپورتم را بگیرم(می‌گویم تقریبا چون پنجشنبه که منتظر بودم ماشین گذرنامه‌ها برسد اداره پست چهارراه لشگر، فهمیدم گذرنامه نمی‌شود گرفت و بیخیال ادامه‌ی کار در همان روز شدم).

 

 

 

 

عکس رو از این مطلب سایت کجارو برداشتم:

چگونه پاسپورت بگیریم

 

 

3 دیدگاه درباره ی “با این نکات سریع‌تر پاسپورت بگیرید، حتی در یک روز(و یا حتی چند ساعت)!

    • سلام خانم رمضانی(((:
      یا سلام نوجوانی که می‌دونه مداومت در نوشتن خوبه، یا سلام بر نوجوانی که متمم رو می‌شناسه

      این کامنتت انگیزه شد برم نگاه کنم ببینم اولین وبلاگ‌هام کی بوده، رد یکیش رو تا ۲۰۰۶ گرفتم. ۱۱ سال پیشD: زیاده ها. ولی چون مداومت نبوده، اندازه‌ی تلاشی که خودت می‌کنی فکر کنم بهره‌وری نداشته.
      ممنون که یادم انداختی

      • یعنی یازده ساله که دارید می‌نویسید ؟
        یعنی از وقتی که من هشت سالم بوده ؟
        یعنی وقتی دوم دبستان بودم؟

        چقدر جالب و عجیب
        راستش لینک وبلاگتون رو از وبلاگ شاهین کلانتری پیدا کردم، خوشحالم که مشابهت اسم‌فامیل مون باعث شد باهاتون آشنا بشم
        قطعا چیزهای زیادی هست که میتونم ازتون یاد بگیرم
        اگه فرصتش بود خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *